ميرزا فضل الله شيرازى ( خاورى )

1038

تاريخ ذو القرنين ( فارسى )

بالاخره در همان مملكت با هزار آه و افسوس بمرد . اين مستورهء مكرّمه نيز از جمله مخدّرات عقدى بود و حضرت صاحبقران همواره اوقات كمال احترام ازو منظور مىفرمود . پس از آن‌كه ولد ارجمندش به نظم امور ولايت گلپايگان عراق شتافت ، او نيز به همراهى ولد ارجمند رفته در آن سرزمين اقامت يافت . در همان‌جا سراى زندگانى را وداع نمود [ و ] در اراضى مقدسهء عتبات عاليات به فراغت آسود . چهارم : مريم بيت المقدس عصمت ، حضرت مريم خانم والدهء معظّمهء شيخ الملوك شيخ على ميرزا و صبيّهء مرضيّهء شيخ على خان زند است و در مرحلهء عفت و عصمت بىمانند . او نيز چون زوجات مذكورهء ثلاثه به عقد دايمى مقرّر بود و به سبب اين نسبت شريف ، افتخار بر ساير همگنان مىنمود . در اوقاتى كه ولد ارجمندش ايالت ولايات ملاير و تويسركان را يافت ، او نيز بر سر اقطاع موروثى آباء و اجداد شتافت . مدتى در آن ولايت زندگانى بسزا كرد تا از شرف زيارت بيت اللّه الحرام و قبور ائمهء انام نام برآورد . پس از مراجعت از زيارت ، سراى فانى را وداع نمود و در جوار ائمهء طهارت اطهار - صلوات اللّه عليهم - آسود . پنجم : نيكوترين مستوره ايوان شاهنشاه انجم تحشّم ، حضرت خير النساء خانم صبيّهء مرضيّهء پادشاه مملكت خراسان شاهرخ شاه نبيرهء نادر شاه افشار بود و الحق چنان مستوره [ اى ] بزرگوار ، مزاوجت چنين شاهنشاهى تاجدار را سزاوار مىنمود . در اوقاتى كه خاقان سعيد شهيد محمد شاه اوّل مملكت خراسان را مسخّر ساخت ، به خواستگارى اين مخدّرهء كبرى از آن خانوادهء عظمى به جهت مزاوجت شاهنشاه زرّين لوا پرداخت . مدتى در حرم‌سراى خلافت به احترام مىزيست تا بالاخره بلا عقب مانده ، ديدهء بخت بر كوتاهى ايّام روزگارش گريست . ششم : بدر آسمان جلالت ، بدر النساء خانم صبيّهء محترمهء حاجى مصطفى قلى خان عمّ بزرگوار صاحبقران نامدار مىبود و در روزگار مزاوجت شاهنشاهى در اندرون همايون با كمال عظمت و اقتدار زندگانى مىنمود . غيرت فطرتش تحمل بار